نقد و بررسی هتل آپارتمان لیان رامسر به قلم ماندانا باغبان


ویژگی هتل

کمتر از دو هفته از ماه اسفند سال 94 مونده بود.سالی پر از اتفاقات ریز و درشت که باعث شده بود همه اهل خانواده چهار نفری ما دچار خستگی جسمی و روحی زیادی شده باشیم و از اونجایی که با شروع سال جدید برنامه جابجایی داشتیم و در تعطیلات عید هم بدلیل شلوغی و ازدحام بیش از حد جاده ها و مراکز تفریحی و گردشگری آنچنان لذتی از سفر برده نمیشد تصمیم گرفتیم برای سه روز آخر هفته برنامه سفر به شمال داشته باشیم.اسم شمال،خودش یادآور دریا و جنگل و مناظر بکر فراوان و کلا زیبایی طبیعت و مهمان نوازی اهالی باصفای شمال برای هر شنونده ای می شود.هر ایرانی در طول زندگی اش بارها و بارها از شهرهای زیبا و ساحلی شمال دیدن کرده و در این سفرها بسته به امکانات و بودجه از هتل ها و مهمانسراها و پلاژهای ساحلی استفاده کرده است. ماهم بالطبع در طول سالهای گذشته هنگام مسافرت به شمال از این سکونتگاهها استفاده کرده بودیم اما این بار تصمیم گرفتیم قبل از مسافرت جایی را رزرو کنیم و فقط در یک شهر این سه روز تعطیلی را بگذرانیم تا بتوانیم از تمام نقاط دیدنی آن شهر دیدن کنیم و هم اینکه زیاد خسته نشیم؛شهر رامسر را انتخاب کردیم و با مراجعه به اینترنت که الان هر نشدنی را شدنی و امکان پذیر میکند به بخش هتل ها و شرایط رزرو آنها رجوع کردیم.اسم خیلی عظیمی از هتل ها و مهمانسراها آمد. با شرایط و تخفیفات که از اونجا موقع مسافرت ماهم مصادف با هیچگونه ایام تعطیلی نبود و پیک کاری آخرسال بود شرایط خیلی ایده آلی را رقم میزد.نام هتل لیان میان همه مارا جذب کرد و بدون اینکه دیده باشیم آنجا را انتخاب کردیم.انصافا هم وقتی رسیدیم همه آنچه را که قبل از دیدن در ذهن خودم تصویرسازی کردم به چشم دیدم.هتل نقلی و زیبایی که در یک بلوار آرام که صدای ماشین ها به هتل نمیامد قرار گرفته بود.در همان ابتدای ورود با خوش آمد گویی آقایی میانسال با لهجه زیبا و گرم شمالی و چهره ای مهربان که خستگی رانندگی طولانی سفر را از وجودمان دور کرد روبرو شدیم.رسپشن هتل هم با مراجعه به صفحه مانیتور روبرویش و اطمینان از رزرو اتاق توسط ما به همکارش توصیه های لازم را برای راهنمایی ما به سوئیتی که انتخاب کرده بودیم را داد. ورودی بسیار تمیز با مبلمانی که بصورت نیم دایره فضای گرم و صمیمی را به بیننده القا می کرد.طبقه همکف که شامل میز رسپشن،آشپزخانه،سلف سرویس و پارکینگ می شد با پله هایی به طبقات بالا منتقل می شد.سوئیت ما در طبقه اول قرار داشت و مسئول مربوطه در را باز کرد و امکانات داخل اتاق را به ما نشان داد.با چیدمانی که حاکی از نظم و ترتیب و همچنین فضایی آرام و چشم اندازی زیبا بود در جلوی چشم میدیدیم.آشپزخانه که خیلی تمیز و مرتب برای یک خانواده چهارنفره ظروف و لوازم موردنیاز را داشت با گاز دو شعله و یخچال کوچک و سفید که به تعداد نفرات شیر و نوشیدنی ها در آن گذاشته شده بود.هال که دارای مبلمان تختخوابشو و تلویزیون بود و کمد کفش و لباس و یک تراس کوچک به منظره اطراف مشرف بود که بسیار دنج به نظر میرسید از تخت و دراور و کمد برای رختخواب های اضافه و حوله تشکیل شده بود. سرویس بهداشتی هم که بسیار تمیز در گوشه هال قرار گرفته بود.همه وسائل را گویی یک خانم خانه دار منظم و با سلیقه چیده بود.از آنجا که من خودم یک خانم خانه دار میانسالم و به همین موارد خیلی حساسم وقتی دیدم به کوچکترین نکات هم توجه شده (مثلا جدا بودن دمپایی های هال و دستشویی و یا بسته بندی حوله و ملحفه ها و ...) کاملا احساس راحتی کردم.اولین شب را در نهایت راحتی سپری کردیم و صبح برای صبحانه به سلف سرویس هتل مراجعه کردیم.آنجا را هم بی نهایت تمیز و باسلیقه دیدم و صد در صد اطمینان دارم که همه این کارها را یک خانم باسلیقه انجام داده بود.ظرف های دربسته تخم مرغ آب پز،خیار و گوجه های خرد شده و لبنیات و سایر مخلفات صبحانه همگی روی میز آماده بود.بعد صرف صبحانه هم از آنجا که قصد دیدن مناظر اطراف رامسر را داشتیم هتل را ترک کرده و به گشت و گذار پرداختیم و شب هنگام برای استراحت به هتل برگشتیم.حمام گرم و حوله و وسائل بهداشتی موجود در حمام خستگی را از تنمان برد و آن شب را هم خیلی راحت استراحت کردیم.روز دوم وقتی برای صبحانه به سلف سرویس رفتیم با مشاهده صحنه ای از پرتوقعی بعضی از افراد دلخور شدم.شخصی با انتقاد از منوی صبحانه هتل سعی در خدشه دار کردن تلاش پرسنل زحمتکش هتل را داشت غافل از اینکه به این امر آگاهی نداشت که هر چقدر هزینه کنی به همان اندازه میتوانی از امکانات استفاده کنی.با توجه به قیمت مناسب هتل نباید انتظار صبحانه آنچنانی را داشته باشی.من و خانواده ام در دو روزی که در شهر رامسر و هتل لیان اقامت داشتیم بقدری انرژی گرفتیم و احساس نشاط کردیم که میتوانستیم بعد از برگشتن دوباره شروع به کار و گذراندن زندگی با همه افت و خیزهایش کنیم.موقع خداحافظی دوباره با همان مهمان نوازی و چهره خندان پرسنل هتل و بدرقه همان آقای میانسال در حیاط هتل که به طرز زیبایی گلکاری شده بود دفتر سفرمان را بستیم و به سمت تهران حرکت کردیم.